اسطوره ترکمن ها

این ارزش ها  در سیر تاریخی و اجتماعی یک قوم گاه به علت  فشار های درونی یا بیرونی،متغیر،تحریف ویا به صورتی ساده شده به نسل های بعدی منتقل می گردد. نسل های بعدی بدون شناخت دقیق از چگونگی شکل گیری آن، با حرکات تقلیدی محض،آن را تقلید می کنن...د،فی المثل حرکات ظریفی که در هنر قالیبافی و یا نمد وجود دارد برای نسل امروز مفهوم روشنی ندارد.
از مشهورترین اسطوره ترکان، اسطوره(ارکنه گون ) است که داستان گم شدن قوم در کوههای (ارکنه گون )و بازگشت موفقیت آمیز به سرزمین پدری است.
(ایل خان، نسل پنجم اوغوز خان،معاصر با سوینچ خان تاتار بود تا این زمان بین اوغوزها و تاتارها هیچگونه برخورد نظامی و جنگی صورت نگرفته بود.
سوینچ خان ، بعد از بقدرت رسیدن ، کازاخ ها و قرقیزها را متحد ساخته بر سر اوغوزها تاخته تمام آنها را نابود ساختند، زن و فرزندان ایل خان نیز به اسارت تاتارها در آمد.
قیان فرزند ایل خان به همراه پسر عموی خود (نکوز) و زن و فرزندان از اسارت تاتارها فرار کرده به میان کوه و دشت رفتند. آنان به کوهی رسیدند که باریکه راهی داشت، آنان از راه یافته  به وسط کوهها و جنگلها رسیدند، به گونه ای که راه برگشت را نمی دانستند ، در آنجا جلگه ای یافتند که رودهای پر آب و چشمه های فراوان و درختان میوه و شکار فراوان داشت.
آنان در زمستان از گوشت رمه های خود و در بهار از شیر آن تغذیه می کردند، نام آن منطقه را (ارکنه گون) گذاشتند ( ارکنه به معنای کمره کوه و گون به معنای صحرا و محل سر سبز است). آنان در آنجا ماندند و فرزندان زیادی آوردند.
فرزندان قیان را قیات می گفتند که اینان از نظر تعداد زیادتر از اولاد (نکوز) بودند، فرزندان نکوز را عده ای نکوزلی و عده ای ( دورلقان ) گفتند. ( قیان به معنی سیل و چشمه زاری که از کوه به صورت چشمه روان است  می باشد. چون فرزندان ایل خان مانند سیل روان می شدند آنان را قیان گفته که قیات جمع قیان است).
آنان در آنجا به مدت چهار صد سال  در (ارکنه گون ) مانده ، تعداد زیادی طایفه و تیره پدید آمد. بعد از آن قورولتای ( مجلس ) تشکیل داده گفتند که ما از پدرانمان شنیدیم که در بیرون از کوه جای وسیعی است که یورت ( سرزمین ) پدرانمان بوده  و به آنجا برگردیم همه موافقت کردند ، ولی هر چه گشتند راه بازگشت نیافتند.
یک آهنگر گفت که در این کوه منطقه ای است که آهن دارد. اگر آنجا آتش روشن کنیم، آهن ذوب شده و ما راه عبور را پیدا خواهیم کرد. طبق دستور آهنگر به تمام افراد ایل دستور جمع آوری ذغال  و هیزم را دادند و در مجاور غار روشن کردند و در هفتاد نقطه پل های کوچک ساختند و بدین ترتیب راه عبور را یافته به سرزمین پدری باز گشتند.از آن پس در بین اغوزها رسم گردید که آهنی را در آتش گداخته  به روی آن ابتدا خان بزرگ با چکش می کوبد ، سپس بقیه افراد ایل هم این کار را انجام می دهند و عید می گیرند.
در  این اسطوره دو موضوع شاخص است یکی احترام به سرزمین پدری است که در ضرب المثل های  عامیانه و سخنان بزرگان نیز آمده و حتی در اشعار مختومقلی نیز احترام به سرزمین پدری نمایان است.
شاخص دوم نقش آهن و آهنگر است، که این تحول را در ساخت وسایل زندگی نظیر وسایل اسب،وسائل خیش و گاوآهن و ارابه سازی بوجود آورد.
از افسانه های قدیمی و حماسی ترکمن ها افسانه پیدایش اقوام یموت، تکه و گوگلان است.
در این داستان مردی سه زن داشته ودر ایام حاملگی ، هر کدام از زنها از شوهر شکارچی خود تقاضای گوشتی را می کنند. شوهر برای زن اولش قوچ کوهی را شکار کرده می آورد و برای زن دومش شکاری پیدا نمی کند در نتیجه، گرگی را شکار کرده، جگر آن را برای زنش می آورد.وبرای زن سومش گوسفند آبی رنگ که در ضمن لنگ بوده، کشته ، می آورد.
هنگام تولد پسران ، زنان از شوهر خود برای آنها تقاضای اسم می کنند. شوهر برای پسر اول نام ( تکه ) را انتخاب می کند ( قوچ کوهی در ترکمنی تکه نامیده می شود )و برای فرزند دوم نام ( یموت ) و برای فرزند سوم، نام گوگلان را انتخاب می کند. وی می گوید که نسل تکه ها مردمانی با فکر و هنرمند، نسل یموت مردمانی مثل گرگ شجاع و دلیر و نسل گوگلان مردمانی عاشق و شاعر پیشه خواهند شد.
در سایر افسانه های حماسی، گوشه هایی از زندگی ترکمن ها ترسیم می گردد که در حرکات اجتماعی و گاه در پوشش زنان و مردان و بعضی نیز در سنت های اجتماعی نفوذ کرده، به دوران ما رسیده است.

تولد و نامگذاری در قدیم

وضع حمل به کمک زنان همسایه در خانه صورت می گرفته و زائو را بر خلاف جهت ییلدز (ستاره نحس) می خواباندند و با تحرکات خاصی مثل ایجاد سر و صدا و کوبیدن بر هاون و حتی شلیک تفنگ وضع حمل را آسان می کردند.
دور زائو ۸ الی ۱۰ نفر از زنان سالخورده و با تجربه جمع می شدند و ماما بچه ی به دنیا آمده را در دست گرفته و ۳ بار از اطرافیانش می پرسیده: گووگینی کسه یین می ؟ یعنی، نافش را ببرم؟
و حاضرین جواب می دادند: هاوا کسا. یعنی، بله ببر.
و بالاخره بعد از ۳ بار پرسیدن ناف نوزاد بریده می شده و در این حین زنی از دیگی که در آن ۳ قطعه سنگ درون آب می جوشیده مقداری آب به زائو می دهد. (سنگ شاید جهت بریدن ناف بوده و نوشاندن آب سنگ نشانه ی قدرت)
بعد ماما از کلبه بیرون آمده و اگر نوزاد پسر باشد، تیر و کمان و اگر دختر باشد، دوک نخ ریسی از در آلاچیق آویزان می کند تا به منتظرین بشارت دهد و از آنها خلعتی دریافت کند و بین حاضرینی که در وضع حمل یاری کرده اند تقسیم کند.
اگر فرزندان خانواده ای زیاد تلف می شدند فرزند تازه به دنیا آمده را از ۳ پایه ای به اسم طاغان عبور می داده اند و یا ضزب شمشیر ناف او را می بریده اند و در این صورت نام هایی مثل طاغان قلیچ و یا قلیچ لی بر روی نوزاد می گذاشته اند .نام هایی مثل بایرام بر کودکانی که در ایام عید به دنیا می آمده اند. قاریاغدی نام نوزادانی که هنگام بارش برف به دنیا می آمده اند و دانگ آتار کودکانی که هنگام طلوع آفتاب به دنیا می آمده اند گذاشته می شده است.

منبع
تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمن ها - امین گلی

نمونه اي از ترانه هايي كه دختران مي خوانند و جوانان به ان پاسخ مي دهند .

بو دره باليق لي دير            سيغريميز حاليق لي دير

چوپانا قيز برايمانگ               اياغي چاريق لي دير

 

جواب:

ادم-ادم دال مي دير             خرما بادام دال مي دير

عقل سيز اقماق قيزلار           چوپان ادم دال مي دير

 

******

 

آي ايدينگ دير گلمه اوغلان                ايله ماليم بولما اوغلان

آي بولودا گيرن سونگ                   دانگسالاردا دورما اوغلان 

 

جواب:                                                                                                               

اي ايدينگ دير گلر من                    ايله ماليم بولار من

اي بولودا گيريانچا                         طاقاتيم يوق اولرمن                                               

 

 

ترانه هايي كه به صورت گفتگو و مشاعره بين دختر و پسر اجرا مي شود

 

پسر:

اينيپ گلديم اق داشدان                      اق بالدير قيزيل ايچدن

سن بير ايش لي قيز بولسانگ                    دون دوقا بيزه داشدان

 

دختر:

اينيپ گلديم قالپاقدان                        بير گول يولدوم يارپاقدان

سن بير نادان اوغلان سن                 ساپاق ليشده بر  تورپاقدان

 

پسر:

اينيپ گلديم داغينگدان                      بير گول يولدوم باغينگدان   

سووساسام سوو بررمينگ                     گول يوزلي يانگاغينگدان                

 

دختر:

اي ايدينگ دير حسيب دير                    اليم پيچاق كسيپ دير

آل يانگاق يوقا دوداق                      بيلمن كيمه نصيب دير

بگو رهایم کنند


زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است
دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست
زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست؟
زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند
زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست:
نگاه سرد زندانبان!
زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر
زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند
زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی چه بد بختی!
زنی را می شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید
که دنیا پیچ و خم دارد
زنی را می شناسم من
که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد
زنی می ترسد از رفتن
که او شمعی ست در خانه
اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه!
زنی شرمنده از کودک
کنار سفره ی خالی
که ای طفلم بخواب امشب
بخواب آری
و من تکرار خواهم کرد
سرود لایی لالایی
زنی را می شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه
که او نازای پردرد است!
زنی را می شناسم من
که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته
دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که: بسه
زنی را می شناسم من
که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بد کاران
تمسخر وار خندیده!
زنی آواز می خواند
زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاهان
میان کوچه می ماند
زنی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد
زنی نزدیکی مرگ است

سراغش را که می گیرد؟

نمی دانم، نمی دانم

شبی در بستری کوچک

زنی آهسته می میرد

تاريخ شكل گيري و گسترش مطبوعات و رسانه ها در بين تركمن‌ها

اين مقاله که با عنوان اصلي Foundation and Development of the Mass-Media of the Turkmen Living Abroad تأليف S.K. Alaev و به زبان انگليسي در نشريه ديالوگ شماره April - June, 2004 , Volume 5 No. 4 منتشر شده است، به بررسی تاریخ شکل گیری وسایل ارتباط جمعی... در بین ترکمنهای جهان(خارج از جمهوری ترکمنستان) می پردازد.
س . ك. آلايف
مترجم: احمد خاتمی نیا
تاريخ شكل گيري و گسترش مطبوعات و رسانه ها در بين تركمن‌ها
 
تلاش براي حفظ هویت ملی و فرهنگی باعث شده است كه تركمنهاي ساكن در كشورهاي شرقي(آسيايي) و ترکمنهای ساکن اروپا، نشريات و روزنامه‌هاي مختلفي را به زبان ملي خود به چاپ برسانند و داراي برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني ويژه خود باشند.
در اين ميان تركمنهاي عراق ازپیشینه خاص و ویژه ای برخوردارند. تركمنهاي عراق به دليل جدا شدن از سرزمين مادري، در طول قرون متوالي؛ (براي حفظ مليتشان)از ساليان كهن شروع به انتشار نشريات و روزنامه‌ به زبان مادري‌شان نمودند.
 
محمود داقوقلي تركمن عراقي نويسنده روزنامه يورت كه در بغداد منتشر مي‌شود در‌باره پیشینه انتشار روزنامه و نشریه های ترکمنی در عراق مقالاتي به چاپ رسانده است. وي در مقالات خود از روزنامه‌هاي تركمن‌زبان «زورا»، «بشير»، « موصل» و ديگر نشريات تركمن‌زبان كه در عراق پايان قرن XIX (19) نام برده است.
 
تحقيقات بيشتر در اين زمينه در تز روزنامه‌نگار تركمن عراقی؛ که براي دكتراي «تحقيقات زبان‌شناسي تطبیقی دانشگاه سنان»با عنوان« مطبوعات و مسائل ادبي تركمنهاي عراقي»ارائه شده و نیزكتابچه عصام محمد محمود با عنوان «مطبوعات الموصل» ( مطبوعات موصل) آمده است.
روزنامه نگار تركمن عراقي «آتا تارزي باشي» در مقاله اي با عنوان « كركوك مطبوعاتينگ تاريحي»(چاپ سال 2001)، اطلاعات بيشتري را درباره نشريات تركمن در عراق مي‌دهد
در اين تحقيق تارزي باشي، درباره سه مرحله گسترش فعاليت روزنامه‌نگاران تركمن در عراق مي‌نويسد.اولين مرحله ازدوره عثماني در 1869 تا 1921 شروع مي‌شود ؛ مرحله دوم از 23 آگوست 1921 تا 13 جولاي 1958 و دوره سوم از 14 جولاي 1958 تا 3 مارس 1985.تركمنها از 1869 تا 1985 در عراق بيش از 30 نشريه و روزنامه مختلف تركمني به زبانهاي تركمني، عربي و انگليسي به چاپ رسانده اند.
اولين روزنامه ترکمنی در دوره اول از تقسیم بندی تارزی باشی روزنامه زورا(نام قديمي بغداد) است.روزنامه ترکمن زبان زورا تحت نظارت مدحت پاشا در سال 1869 شروع به انتشار نمود. در آن زمان مدحت پاشا نايب‌السطنه امپراطوري عثماني در منطقه بغداد بوده است.وی علاوه بر اينكه مدیرمسئولي مجرب بود ، يك سردبير ماهر با اندیشه روزنامه نگاری خوبي نيز بوده است.استعداد روزنامه نگاری وي قبلا در منطقه دانوب و در روزنامه دانوب مشخص شده است. ماشينهای چاپ روزنامه هاي زورا، بشير و موصل از فرانسه خريداري شده بود. انتشار زورا تا سال 1917 در بغداد ادامه يافت.در طول 48 سال انتشار زورا، 2606 شماره از نشريه با رسم الخط عربي به زبان تركمني و عربي به چاپ رسيد.عمده زحمات انتشار اين روزنامه برعهده حسن آزوم، احمد فهمي ، عباس حمادي، فهمي المدرس، جمال صاديق،احمد آزاد الفروغي، علي‌رضا الفروغي، احمد عزالدين، احمد شافي، محمود شكاري الراسي زاده،عبدالمجيد شافي و ... بوده است.
 
در 1871 مدحت پاشا به استانبول برگشت ولي انتشار روزنامه را تحت عنوان ديگري ادامه داد.وی به دليل تبعيضات سياسي حكومت وقت عثماني به جزيره رودس فرستاده شد.جايي كه او بهترين مقالاتش را از قبيل «ترك در پاريس» ، «دؤردانه خانم»«ضيفا» و ... نوشت.وي 75 سال عمر كرد و بيش از 150 مقاله را در زمينه هاي تاريخ، ادبيات، تعليم و تربيت و فلسفه نوشته است.
 
انتشار نشریات و روزنامه های تركمني در منطقه بغداد تحت زعامت فوزي پاشا نیزگسترش يافت ،وی در سال1880به رياست منطقه كركوك رسید.در سال 1897 او با گردهم آوردن نويسندگاني جديد هسته اصلي انتشارات تركمن را ايجاد كرد.در آن زمان نشريات تركمني و عربي اكثرا در بغداد، موصل و بصره انتشار مي‌يافت روزنامه هایی تحت عناوين مختلف مثل بغداد، قيلينچ، ييلديزيم، يئني مد، افكار عموميه، معاريف، تمبله(tombale)، جهاد، مخطببات،آتي، نينوا، جانباز، عثمانلي آشناسي،حوادث، تجدد، نجمه، ايله ري، آفاق، بشير و غيره
دوره دوم انتشار روزنامه های ترکمنی از 23 آگوست 1921، با اعلام پادشاهي امير فيصل تحت قيموميت بريتانيا آغاز شد.در اين سالها از 15 نوامبر 1926 روزنامه ترکمنی كركوك بوسيله وجدي افندي انتشار يافت. در آن زمانها افرادي همچون دده خدري، عبدالرحمان بكر و يعقوب جمال مسئوليت( مديريت) خود را در روزنامه آزمودند. روزنامه به دو زبان تركي و انگليسي منتشر مي‌شد؛ اما بعد از انقلاب 1958، اين روزنامه(كركوك) با عنوان جديد قورباقي(gavurbagi) تنها به زبان عربي اجازه انتشار يافت. در سال 1935 روزنامه ايله ري انتشار خود را با مديريت بكر صدقي ، رشيد عارف و «آراي مصطفي»آغاز نمود.سردبيري اين روزنامه برعهده بكر صدقي بود.از 8 مي 1954 روزنامه آفاق انتشار خود را با مديريت «شِكِر هرمزلي» و با سردبيري «حسام‌الدين صديحي»(sadyhi) آغاز نمود.اما بعد از وقايع شهر كركوك در سال 1959 انتشار آن متوقف شد.بعد از آن ، مرحله سوم انتشار نشريات تركمن‌زبان در عراق رقم خورد.
از 23 سپتامبر 1958 روزنامه بشير [بشير = نام قديم شهر كركوك] با تلاش امين عصري و محمد حاجي عزت انتشار خود را آغاز کرد. سردبير آن « آتا ترزیباشی» بود.انتشار اين روزنامه تنها 7 ماه دوام يافت و بعد از 26 شماره تعطيل گرديد.با بنيادگذاري سازمان « تؤركمن قارداشليق اؤجاغي» تحت مسئوليت عبدالله عبدالرحمان در 1960 نشريه «فرند شيپ»[ دوستی] از 21 مي 1966 در بغداد آغاز به كار نمود.اما در ژانويه 1980 تمام نويسندگان آن نشريه بازداشت و زنداني شدند.از 21 مي سال 1961 روزنامه «عراق» با مسئوليت «شكر صابر زفيت» و سردبيري «حقي اسماعيل بياتي» در بغداد آغاز به كار نمود.
 
در 18 جولاي 1970 روزنامه تركمن‌زبان «يورت» شروع به انتشار كرد.سردبيري اين روزنامه از آغاز تا زمان حاضر برعهده «عبداللطيف عمران بندر اوغلي»بوده است(تنها به مدت سه سال از 1999 تا 2002 اين مسووليت به نزهت عبدالكريم سپرده شده بود). «بندر اوغلي» نويسنده بيش از 25 كتاب علمي و عمومي مي‌باشد و مقالات زيادي نيز به چاپ رسانده است.به خاطر زحمات فراوان وي در پاسداري از زبان و فرهنگ تركي در عراق و انتشار مداوم روزنامه يورت، شوراي علمي دانشگاه باكو در سال 1992 دكتراي زبانشناسي به وي اعطاء نمود. او همچنين در تركمنستان نيز شهرت فراواني به دست آورد؛ هنگامي كه ارتباطات بين روزنامه يورت را با نشريه « صداي تركمن»(كه اكنون جهان تركمن خوانده مي‌شود) در عشق‌آباد برقرار كرد.
 
نشريه تركمني يورت هرهفته ، با تعداد متوسط صفحات 12 تا 16 صفحه در بخش‌هاي مختلف منتشر مي‌شود.اولين بخش عمدتا شامل ترجمه مطالب روزنامه‌هاي عربي است.بخش دوم اختصاص دارد به دفاع از فرهنگ و ادب تركي كه تنها به مطالب تركمني و تركي اختصاص ندارد بلكه آثاري از شاعران و نويسندگان آذربايجان نيز در آن به چاپ مي‌رسد.بخش عمده نشريه به مورد دوم مي‌پردازد.به عنوان مثال مي‌توان از آثار شاعران و نويسندگان آذربايجاني از قبيل بختيار وهاب‌زاده، جواد عليزاده، غضنفر پاشايف و بسياري ديگر كه در آن به چاپ مي‌رسد نام برد.همينطور از آثار شاعران تركمن همچون مختومقلي، ذليلي، كمينه كه متأسفانه تركمنهاي عراق اطلاعات اندكي از آنها دارند.
 
عبداللطيف بندر اوغلي، سردبير روزنامه يورت؛در سال 1972 منتخب اشعار مختومقلي را از بردي كربابايف دريافت كرده بود.وي در شماره 4 مي 1974 روزنامه به اين موضوع اشاره كرده بود. اين ارتباط دوستانه بين نويسنده تركمن عراقي و نويسنده‌اي از ديار مادري {تركمنستان}، براي آنها موقعيت ويژه‌اي را براي فهم بنيادين از فرهنگ و ادب اصیل تركمني پديد آورد.تحت هدایت و نظارت عبداللطيف عمران بندراوغلي، روزنامه‌نگاران خبره اي همچون خيرالله قاسم، قاسم ساريحاني، صباح عبدالله كركوكي، خيوه محمد علي وهمينطور روزنامه‌نگاران زن همچون ليمان الرفيقه، ايمان عبدالحصينه، گدايه عبدالكريمه و غيره مشغول به روزنامه‌نگاري شدند.مقالات و اشعار زيبايي نيز از نويسندگان و شاعران تركمن عراق در نشريه عربي ـ تركمني «بيرليك سسي» به چاپ رسيده است.انتشار اين نشريه در سال 1970 به سردبيري عبدالفؤاد آغاز شده بود.
 
علاوه برموارد فوق ، مطبوعات تركمن‌زبانان عراقي توسط تركمنهاي مهاجرخارج از عراق هم منتشر مي‌شد.به عنوان مثال نشريه «فضولي»در سال 1958 در استانبول منتشر مي‌شد.نشريه قارداشليق نيز با تلاش س.ساعتچي در استانبول منتشر شد.همينطور نشريات ديگري نيز در استانبول توسط تركمنهاي عراق منتشر شده‌اند همچون «دوغوش»(15 آگوست 1991)، «تركمنلي»از 15 ژانويه 1994، نشريه «گؤك بوري»، «روزنامه تركمن» و ... .انتشار روزنامه «الدليل» توسط «سازمان جامعه اسلامي» در سوريه(دمشق)، انتشار بولتن «تركمن»توسط «مجمع تركمنهاي عراقي»، انتشار خبرنامه اي با عنوان «سرنوشت تركمنهاي عراق» در سوئد، انتشار آلبوم «شهداي تركمن عراقي»در سال 1993 در مونيخ آلمان نمونه‌هايي از فعاليت مطبوعاتي تركمنهاي عراق مي‌باشد.
 
در كنار فعاليت مطبوعات تركمن‌زبان در عراق؛ برنامه‌هاي راديو و تلويزيوني نيز براي تركمنها از بغداد، كركوك و اربيل پخش مي‌شده است. براي اولين بار برنامه راديويي تركمني در تاريخ اول فوريه 1959 از ايستگاه راديويي بغداد آغاز به كار كرد.در آغاز تنها نيم ساعت براي پخش برنامه تركمني از اين ايستگاه در نظر گرفته شد.يكي از اولين كساني كه در پخش برنامه بزبان تركمني مشارکت نمود جمال عزالدين از كركوك بود. پس از وي افرادي همچون خليل احمد الحسني، عبدالوحيد كوزه‌چي اوغلي، عبدالرحمن قيزيل آي، سنان سعيد و بسياري ديگر در تهيه برنامه‌هاي راديويي براي تركمنهاي عراق نقش داشتند.برنامه تركمني شامل بخش‌هاي مختلفي همچون«علم و زندگي»،«گفت‌وگو با شنوندگان»،«بارقه‌اي از فرهنگ تركمن»،«آموزشگاه ادب و هنر»،«تجارت»،«شب فرهنگ و ادب»، «پرسش زن»، «صحبت شنوندگان»، «سلامت و بهداشت» و اجراي تئاتر تركمني كركوك و غيره مي‌شد.برنامه راديوي تركمني در عراق هم اكنون{سال 2004} تنها به مدت 3.5 ساعت در شبانه روز مي‌باشد.اطلاعات بيشتر در زمينه مطبوعات و برنامه‌هاي راديويي در نشريات كشور تركمنستان به چاپ رسيده است.
 
در آوريل 2003 با تجاوز نيروهاي ارتش آمريكا و انگليس به عراق و سقوط رژيم صدام حسين برنامه‌هاي رسانه‌اي تركمنها براي مدتي متوقف گرديد و تنها در خارج از كشور دنبال گرديد.
در باره فعاليتهاي مطبوعاتي تركمنهاي افغانستان تحقيقات چنداني توسط رسانه های ارتباط جمعی انجام نشده است، اما طبق تحقيقات شرق‌شناس ازبك «م.نيشانوف» با عنوان« نشر فعاليتهاي حيات اجتماعي ـ سياسي افغانستان(1919 ـ 1973)»{ تاشكند، ؛ 1993} نويسنده به انتشار روزنامه «گؤرش»در دوره حاكميت جمهوري دموكراتيك در افغانستان اشاره مي‌كند.
 
اولين شماره «گورش»در 23 اكتبر سال 1978 در كابل به‌چاپ رسيد.سردبير اين روزنامه «صديق اميني»بوده است.روشنفكران تركمن از آن به بعد مرتبا به نشر مطالب خود پرداختند. از پيشگامان تركمن روزنامه‌نگار در افغانستان مي‌توان از افرادي چون شيرمحمد ينگيش، شاه محمد يازماز، اسدالله قومي، عبدالرحمان صحبت، صالح راسخ، محمد امين، عبدالرحمان اؤراز، سيدالله صيادي و غيره نام برد.
 
آنتروپولوگ (انسان‌شناس) ترك«ي.كالافت»(Y.Kalafat) كه از افغانستان ديدن كرده است در كتاب خود با عنوان « تركهاي شمال افغانستان و باورهاي عامه آنها» { استانبول، 1994}؛ علاوه بر روزنامه«گؤرش» از نشريات و روزنامه‌هاي ديگري همچون«ملتهاي برادر»،«انجمن نوائي» به زبان تركمني و همچنين نشرياتي همچون«دوغري يؤل»،«جنبش مسئله‌سي»، «نداي اسلام» و "راه " نیز نام مي‌برد.اما با به قدرت رسيدن طالبان در افغانستان انتشار تمامي اين نشريات ممنوع و متوقف گرديد.
 
با توجه به جنگ داخلي افغانستان و حضور تركمنها در اين جنگ، آنان همانند بسياري ديگر از اقوام افغانستان مجبور به ترك ميهن خود شدند و به كشورهايي همچون پاكستان، ايران، عربستان سعودي و كشورهاي آسياي ميانه مهاجرت كردند. تركمنهاي افغانستان در ايام سخت مهاجرت، كوشيدند تا هويت ملي و زباني خود را حفظ كنند. در سال 1998 تركمنهاي افغانستان مجمعي را با عنوان «مختومقلي فراغي» در پاكستان پايه‌ريزي كردند.فعالان اين مؤسسه روزنامه‌اي با عنوان «گونش»را منتشر كردند.امروزه اين روزنامه به صورت نشريه به چاپ مي‌رسد.آنها نام «گونش» را براي اين انتخاب كرده بودند كه تركمن‌ها از جنگ به سوي روشنايي كوچ كرده بودند.علاوه بر اين؛ راديو اسلام‌آباد اقدام به پخش يك‌ساعت برنامه راديويي به زبان تركمني در شبانه روز نمود كه اين برنامه راديويي توسط مجري تركمن افغانستاني « شاه مردان‌قلي ميزادي» تهيه مي‌شد.
 
پخش برنامه‌هاي راديويي به زبان تركمني توسط راديو كابل، نخستين بار از سال 1960 و در زمان حكومت «محمد ظاهر شاه»آغاز گرديد.درخواست نمايندگان تركمن افغانستان مبني بر افزايش پخش برنامه‌هاي تركمني در افغانستان از سوي حكومت مركزي رد شد و اين مقدمه‌اي بود براي اجباري شدن آموزش به زبان پشتو و ممنوعيت تدريس به سايرزبان‌ها.اين امر سبب تضعيف يادگيري به زبان تركمني در بين تركمنهاي افغانستان شد.پس از مذاكرات فراوان با مقامات بالاتر به رهبري عبدالكريم مختوم ـ او يكي از نمايندگان مجلس افغانستان در سالهاي 1968 ـ 1972 بود ـ مختوم موفق گرديد حكومت مركزي را متقاعد نمايد و پخش برنامه‌هاي تركمني دوباره آغاز گرديد ولي اين‌بار مدت آن به 45 دقيقه تقليل يافت در حالي كه ديگر به صورت روزانه و مرتب هم پخش نمي‌شد.
 
برنامه تركمني راديو اولین بار توسط عبدالرحمان اوراز و الله بردي سرخي آغاز شد.اما در سال 1973 برنامه تركمني راديو افغانستان متوقف گرديد.كودتاي نظامي ارتش توسط ژنرال "محمد داوود" باعث ايجاد جو سركوب شد و فعاليت راديو ملي افغانستان تعطيل شد.تنها چندسال بعد در پايان دهه 1970 و در كودتاي آوريل، «راديو ملت‌هاي برادر»تأسيس شد كه به زبانهاي تركمني، ازبكي، بلوچي، پشتو و نورستاني برنامه پخش مي‌كرد.مدير بخش تركمني راديو عبدالرحمن صحبت بود.بعد از به قدرت رسيدن طالبان در سال 1995 جريان شكل ديگري به خود گرفت .تمام راديوهاي بي‌طرف بر اين اساس در سال 1995 از سوي طالبان تعطيل گرديد و اكنون؛ بعد از رفتن طالبان دوباره اميد به اصلاحات در افغانستان و ساختن آنچه كه افغانستان سالها از آن محروم مانده است در آن كشور ريشه دوانده است.امروزه ارتباط ملتهاي تركمن و افغان{منظور كشورهاي تركمنستان و افغانستان – مترجم} سبب‌سازموقعيت ويژه‌اي شده است تا تركمنهاي افغانستان به مطالبات خود برسند.يكي از بهترين موقعيتها براي نيل به حق آموزش الفباي تركمني در افغانستان توسط شورايي به نام«تؤركمن پاراحات‌چيليق شورا سي» زير نظر «جمعه‌باي حامياب»شكل گرفت.در سال 2003 آنهامؤسسه انتشاراتي جديدي را با نام «ايل سسي» تأسيس كردند.سردبير اين مؤسسه‌ي نشر همان «صديق اميني» بود كه اولين بار روزنامه «گورش» را تأسيس كرده بود.اطلاعات بيشتر در زمينه نشرمكتوب و برنامه‌هاي راديويي تركمني در كشور افغانستان در مطبوعات تركمنستان ذكر شده است.
درباره تاريخ شكل‌گيري مطبوعات ، راديو و تلويزيون در بین تركمنهاي ايران يك روزنامه‌نگار و تاريخدان تركمن به نام ارازمحمد سارلي مطالبي تحریر کرده است.وي در نشريه خود « فراغي» (شماره 7 ـ سال 2002) مقاله‌اي تحت عنوان «صنعت چاپ و نشر در بين تركمنهاي ايران» نوشته است. در اين مقاله آمده است كه نخستين نشريه با عنوان «صداي گرگان» و به سردبيري «عباس گالش» در شهر گرگان و بلافاصله بعد از جنگ جهاني دوم به چاپ رسيده است.اما ارگان امنيتي شاه(ساواك) انتشار اين نشريه را به دليل فعاليتهاي سياسي اعضاي آن ممنوع كرد.
بعد از انقلاب {اسلامي ايران} در سال 1979 در منطقه تركمن‌صحراي ايران كه بيشترين جمعيت تركمنهاي ايران در آنجا زندگي مي‌كنند روشنفكران تركمن شروع به چاپ نشريات و كتب ويژه خود نمودند.[ تركمنها در قبل از انقلاب نشريات و كتب ديگري را نيز به چاپ رسانده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به انتشار ديوان اشعار مختومقلي اشاره نمود و گويا نويسنده از انتشار كتب و نشريات قبل از سال 1357 اطلاع نداشته است - مترجم]
بعد از استقلال جمهوري تركمنستان و افزايش مراودات فرهنگي بين ايران و تركمنستان در سال 1991 ايرانيان تركمن فرصت خوبي را براي حفظ و معرفي ميراث فرهنگي ـ ادبي خود به دست آوردند.در 20 فوريه سال 1992 نشريه «دورموش» به زبان تركمني به چاپ رسيد. در 23 آگوست همان‌سال آن نشريه به «آق يول» تغيير نام داد.{ این نشریات زیرمجموعه نشریه ترکی زبان یول بودند و به عنوان نشریات مستقل ترکمنی ایران نمی توان از آنها نام برد. دورموش و یول به کوشش عبدالرحمن دیه جی منتشر شده است - مترجم} در سال 1997 و بعد از انتخاب سيدمحمد خاتمي به رياست جمهوري در ايران فعاليتهاي فرهنگي و چاپ و نشر در بين تركمنها دوباره رو به گسترش نهاد.با پيدايش استان جديد گلستان در نقشه‌ ايران، تركمنهاي ايران امتياز انتشار كتب و نشريات را به دست آوردند.در ماه مارس 1998 نشريه صحرا به مدير مسئولي عبدالرحمان ديه‌جي شروع به انتشار كرد.پس از آن و در سال 2000 نشريه ياپراق به صاحب امتيازي يوسف قؤجق؛ فراغي به صاحب امتيازي اراز محمد سارلي و همزيستي به صاحب امتيازي تاج محمد كاظمي به چاپ رسيدند.
 
روشنفكران و نويسندگان تركمن همچون يوسف قوجق، ارازمحمد سارلي، عبدالرحمن ديه‌جي، تاج‌محمد كاظمي، نازمحمد پقه، يوسف سقالي، امان‌قليچ شادمهر، محمود عطاگزلي، عبدالصالح پاك، موسي جرجاني، ح كلته، ت.قاضلي، عبدالقهار صوفي‌راد،يعقوب رحيمي و بسياري ديگر نقش مهمي را در اشاعه فرهنگ و ادب تركمن در ايران به عهده گرفته اند. ارتباط بين تركمنهاي ساكن در استان گلستان و جمهوري تركمنستان در برخي از نشريات گلستان از جمله گلستان ايران(بامدير مسئولي فروزان آصف نخعي)، گلستان نو(با مديرمسئولي محمد آذري)، گلشن مهر(با مدير مسئولي احسان مكتبي)، گرگان امروز(با مدير مسئولي مصطفي سبطي) و ديگران مورد تأكيد قرار گرفت . [ترجمه] كتاب روحنامه نوشته صفرمراد تركمنباشي در ابتدا توسط نشريه گلشن مهر(در 9 مارس 2002، شماره 92)در قالب مقاله‌اي با عنوان «تركمنستان و كتاب روحنامه» به چاپ رسيد.
 
يكي ديگر از فعاليتهاي مربوط به فرهنگ تركمن در ايران تأسيس راديو گرگان مي‌باشد.اين راديو در سال 1958 شروع به فعالیت کرد.يكي از اولين مجريان برنامه راديويي تركمنهاي ايران يك معلم روستا به نام نوربردي جرجاني مي‌باشد.نام وي در كتاب «جغرافيا و تاريخ دشت گرگان»(تهران ـ 1966) توسط «آ ـ معيني»آمده است.در ميان اولين ژورناليستهاي راديو تركمني ايران مي‌توان به عبداللطيف گلي، نظرمحمد گل‌محمدي، جبار ايري، آناقربان قليچ‌تاقاني، حاجي محمد قليچي و موسي جرجاني اشاره نمود.امروزه اين افراد جاي خود را با چهره‌هاي جوانتر عوض كرده‌اند و افرادي مثل غفور جرجاني، عبدالله خوجه‌زاده، آنه مختومي، ايلگلدي يمرلي، عبدالرحمن نيكنام فر، قربان دؤردي كتولي، جبار سقلي، يوسف فراخي، خسرو كر و همچنين زنان تركمن همچون عايشه شيخي جاي قديمي‌ها را گرفته‌اند.
 
اكنون تركمنهايي كه در خارج از كشور تركمنستان زندگي مي‌كنند تمايل فوق‌العاده‌اي براي حفظ هويت و آداب و سنن ملي خود و نيز دفاع از آموزش به زبان مادري خود دارند.البته در اين راه مشكلاتي نيز وجود دارد.در اولين گام آنها بايستي وحدت در نگارش و الفباي ويژه را براي ارتباط با يكديگر قبول كنند.تركمنهاي كشورهاي مختلف براي ارتباط با يكديگر به زبان تركمني مكالمه مي‌كنند كه اين نقش مهمي را در حفظ هويت آنان دارد.تمامی مسائل مرتبط با الفباي تركمني بايد در آينده نزديك برطرف شود.و مهمتر اينكه آنها بايد (با گسترش ارتباطات بايكديگر) ارتباط زباني و انسجام هويتي خود را حفظ نمايند
.

چوروک

ترکمن ها چوروک یعنی نان را در تنورهایی می پزند
که تامدور نامیده می شود. زن های ترکمن که مسئولیت پخت نان، یکی از وظایف
حتمی و اولیه ی آنها بوده و تنور را با آتش هیزم یا بوته ی گیاهان خشک و
... گرم می کردند و آن بر دو قسم است:
1- یر تامدور / تنور زمینی:
گودالی است به عمق تقریبی 80 سانتی متر و به شکل دایره. محیط این دایره در عمق زمین، گشادتر از محیط دهانه ی آن، در سطح زمین است.
پس
از اتمام گدال، از سه نقطه ی محیط عمقی، سوراخی به سطح زمین باز می کنند
تا عمل احتراق از طریق نفوذ هوا آسان شود. این سوراخ ها را کوریک می نامند
که معادل آن در فارسی، کوره است. پس از این عملیات، دیواره ی گدال را به
وسیله ی گل آمیخته با نمک، صاف می کنند تا برای نان پختن آماده شود.
2- پالچیق تامدور
این
تنور از نظر شکل کلی مثل یرتامدور است با این تفاوت که به جای گندن زمین،
گل را مشت مشت روی هم می چینند تا ارتفاع آن به حدود 80 سانتی متر برسد. در
این نوع تنور نیز محیط دهانه ی بالا، از محیط مماس با سطح زمین، تنگ تر
است.
* امروزه هر دو نوع تنور در شهرها وجود ندارد و فقط در
روستاها کاربرد دارد آن هم خیلی به ندرت، زیرا ترکمن ها نیز مثل سایر
شهروندان ایرانی، نان را نانوایی تهیه می کنند که در هر شهر و روستایی وجود
دارد.

قاوور داقلی چوروک
نانی است که خمیر آن را با دنبه ی ریز ریز شده ی گوسفند – قاورتماچ – و نیز تراشه های پیاز مخلوط کرده، در تنور می پزند.

پتیر چوروک / نان فتیر
این نوع نان را با ترکیبی از روغن، شیر، شکر و جوش شیرین تهیه می کنند و در تنور می پزند.

كاشكي من بودنيا گلمه ديك بولسام
آجي گوزياشلاري گورمه ديك بولسام
يا-دا شول ياشلارا غرق بوليپ گيديپ
گوريلن دويش يالي دورماديق بولسام

اصولا دو تاريخ براي تركمن ها قائل شده اند: اول تاريخ افسانه اي يا اسطوره اي دوم تاريخ واقعي و مكتوب.
تاريخ افسانه اي تركمنها از حدود چهار هزار سال قبل آغاز مي شود. كه در پهنه آسيا اتفاق مي افتد.
اغوز جد بزرگ تركمنها، تركها، ازبكها، قزاق ها مي باشد.ذكر اين نكته الزامي است كه مغول با ترك تفاوت دارد. و مغول را نبايد ترك ناميد.
سه كلمه در تحقيقاتم خيلي مهم است: اغوز-ترك-تركمن

در اسطوره ها صحبت از ايرانيان و تورانيان است. و تركمن ها زير مجموعه ايران به شمار مي روند. زيرا تركمن از زمان هخامنشيان در قلمرو ايران مي زيستند و زير نظر حكومت آنها بودند. ارتباط دانستن تركمنها با چين اشتباه است. زيرا تاريخ چين انقطاع و بريدگي دارد. ولي تاريخ ايران يكسره و پيوسته است و از هم گسيختگي و انقطاع ندارد. بنابراين انطباق تاريخ تركمن با تاريخ ايران راحت تر و منطقي تر است. در اسطوره ها مي گويند كه كيومرث بن يافث تركستان را به امارت خود در آورد. وي پسري به نام ترك و اشكارس و ريباري داشت.
كتاب خواجه نصرالدين فضل الله همداني يكي از مستندترين تاريخ ها درباره تركمن ها مي باشد.وي فصول خيلي زيبايي درباره تركمن ها آورده است.
رشيد الدين در كتابش درباره تاريخ اسطوره اي تركمن ها مي نويسد:
نوح سه پسر به نامهاي يافث- حام –سام داشت. يافث هفت پسر داشت كه يكي اش ترك بود. يعني جد تركان و پسر وي اليجه خان نام داشت.
خواجه رشيد الدين خود بين تركمنها در آن زمان مي زيسته است.

من معتقدم نژاد تركمن هيچ ارتباطي با نژاد مغول ندارد. ولي تلفيق حتما دارد، كه بين ديگر نژادها هم به علت ازدواج هاي سياسي ، مصلحتي، اجباري و غيره مرسوم بوده است.تاريخ به من اجازه نمي دهد كه تركمنها را از نژاد مغول بدانم و در اينجا سخن برخي از صاحب نظران را در اين مورد نقد مي كنم.
باز در اسطوره ها مي خوانيم: مغول چهار پسر داشت يكي آنها قره خان بوده كه جد اغوز مي باشد. اصولا اسطوره تاريخ غبار گرفته است و نمي توان به آن اعتماد زيادي كرد و آن را حقيقت دانست. بنابراين اعتبار ندارد.
اسطوره تاريخ سينه به سينه است و تاريخ نگاشته و مكتوب نيست.
از اغوز خان 24 شعبه ايجاد مي شود كه قطعا جد تركها و تركمن ها همين اغوز خان بوده است. و اما از اسطوره گذر مي كنيم و وارد تاريخ واقعي مي شويم. و در ان امپراطوري بزرگ سلجوقيان را مي بينيم كه از قوم قنيق تركمنها بوده است. تمام قبايلي كه در آسياي ميانه زندگي كردند به علت كوچ و عدم اسكان و استقرار طولاني نتوانستند تمدن پايه ريزي كنند.
در دوران هخامنشيان جاهايي بود كه بعدها محل كر و فر و تاخت و تازي و قدرت نمايي تركمن ها بود از جمله مرو – نساء-.
در آن زمان سكاها نيز بودند. اشتراكاتي را بين ترك ها و تركمنها و سكاها مي بينيم. مثلا شيو ه هاي دفن تركمن ها با سكاها بسيار نزديك است.
ذكر اين نكته مهم است كه در تاريخ تمدنها و ملل و اقوام با همديگر برخورد و تأثير پذيري داشته اند. اكنون مي بينيم كه بخشي از موسيقي سنتي علي آباد كتول مال تركمنها است.اگر قيجاق و تامديره جزء آلات موسيقي تركمنها ست حضور آن را در ميان مردم خراسان هم مي بينيم.
تركمنها هزار سال پيش و ترك ها هزار و پانصد سال پيش تمدن ايجاد كردند. اشكانيان دو هزار سال پيش زندگي مي كردند. پايتخت آنها شهر نسا بوده است.
يوزيك يكي از زينت آلات زنان يموت جعفر باي است و جزء زيور آلات زمان تركمنها مي باشد. اين منگوله را در ميان آثار تاريخي اشكانيان نيز مي بينيم. و اين سئوال ايجاد مي شود كه آيا اشكانيان از تركمنها تأثير پذيرفته اند.؟

دیه چال


ترکمنها از شیر شتر اکثرا برای تهیه دوغ شتر استفاده می کنند. چونکه برای ترکمنها هیچ چیزی نمی تواند در گرمای سخت و طاقت فرسای بیابان بهتر از دوغ شتر باشد. شیر شتر را با دست می دوشند. مهمترین امتیاز مصرف دوغ شتر طبیعی بودن و مفید بودن آن در درمان بیماریهایی مانند سل و معده و فشار خون می باشد. از شیر شتر به غیر از دوغ شتر آق آران، سوزمه، پنیر و کره نیز عمل می آید که همگی در برنامه غذایی ترکمنهای صحرا نشین جایگاه خاصی دارد.
دوغ شتر را با ترشاندن شیرشتر درست می کنند و برای تهیه دوغ حتما باید شیر شتر تازه باشد. شیر شتر را داخل ظرفی لعابدار یا داخل کوزه می ریزند و روی آن مایه ی از قبل ترشانده شده که مزه ی ترشی آن 100 الی 150 درجه باشد را اضافه می کنند و به مدت 3 دقیقه مواد را هم می زنند بعد از هم زدن مقدار 5/1 برابر یا 2 برابر مواد آب اضافه می کنند در این روش دوغ شتر بطور طبیعی گازدار و ازته می شود. در این هنگام مزه ی ترش شیر شتر در مدت 30 دقیقه 60 الی 70 درجه می رسد و در روی مواد حالت کف غلیظ شکل می گیرد که اصطلاحا به آن آق آران می گویند. آق آران را از روی مواد بر میدارند باقیمانده آن نیز دوغ شتر خواهد بود پس از آن برای گاز دار کردن و بیشتر شدن مزه ی ترش آن دوغ شتر را به مدت 4 الی 12 ساعت در دمای 20 الی 25 درجه بطور سر بسته نگهداری می کنند.
مزه ترش آق آران در این مدت به 18الی20 درجه و دوغ شتر به 90 الی 100 درجه می رسد و بوی مخصوص و خوشی از آن بیرون می آید که این بو نیز نشانه ی آماده شدن آن می باشد.
این روش تجربه ایست گرانبها برای ترکمنها که بتوانند از شیر شتر با روش ترشاندن آن مایعی بسیار مفید و طبیعی برای سلامتی خود بدست بیاورند.
ترکمنها مثالی دارند (دویه مالینگ، دنیا مالینگ) یعنی اگر شتر داشته باشی انگار دنیا رو داری. اهمیت شیر شتر در سلامتی انسانها را می توانیم در افسانه آق پامیق ببینیم. آق پامیق با نیتی پاک و الگو شدن به دیگران می تواند برادران خود را را با خوراندن شیر شتر از مرگ نجات دهد.
شتر حیوانی با کرامت و احترام در بین ترکمنهاست که در بین ضرب المثلها و سخنان ترکمنها از شتر به نیکی سخن به میان میاورند. (حاتاردا نر بولسو یوک یرده قالماز) یعنی در ردیف کاروان شتر شتر نر اگر باشد آن بار هیچ وقت روی زمین نمی ماند. این فقط یک مثال ساده نیست بلکه به عنوان وصیت و نصیحت ایست به جوانان که همیشه به عنوان یار و غمخوار به افراد ضعیف کمک کنند و دست نیازمندان را بگیرند و به آنها کمک کنند. همچنین در داستان (شاصنم غریب) متن «کجبانی چکماگه آق مایا گرگ» اهمیت بالای این جانور آرام را در میان را نشان می دهد. در میان ترکمنها نقل است (دویه چالی درده داری) یعنی دوغ شتر دوای دردهاست. امیدواریم با نوشیدن دوغ شتر غیر از بر آورده شدن تشنگیمان روحمان هم به آرامش برسد.

  1.  گوجوک بیلن دنگ ایله سنگ اوزونگی 

بیر گونی بالدئرینگ یارار - دا   گیدر

هر نادانا زایالاما سوزونگی

بال سوزونگی پوخا غارا-دا  گیدر

 

آقماغا یاغشی سوز یوز یئلدا یوقماز

...

گوملوپ غالان یولدان کرون لر اوتمز

شِر  یرینگ غاپئسنا کیشی لر باقماز

حایرا غارشی قادام أدر- ده  گیدر

 

دورموش بیر آقار سوو  بولانیپ باریار

هر بنده اؤز نییت پالینی گوریار

یاز گلسه یورگی گول لر بیتیریار

ادام لارا ماهرین چایار - دا گیدر

 

ساوچی یاغشی یولا اورا  گور  قادام

ناکس آدام بیلن آلماگوری دم

یامانئگ  قالبئندا  تاپیلماز  ائنام

یری گلسه سنی سایار-دا  گیدر

قربان گلدي اهونبر

در سال 1325 در محله تكه هاي گنبد به دنيا امد. اخرين و سومين فرزند خانواده ي خود بود . پدر و مادرش در اثر فقر و

بيماري از دست  رفتند و تحت سرپرستي اقوام قرار گرفت. در اموزش و پرورش گنبد مشغول به خدمت بود كه با اعزام به جبهه جنگ تحميلي  از طريق پشتيباني  جنگ اموزش و پرورش در حين عمليات ميمك كه به موج انفجار دچار شد . و ...پس از مداوا و بهبودي در گنبد اقامت دارد . شاعر پركار و پر تجربه اي است كه از سالهاي سال شعر مي سرايد . وي شاعري است مملو از احساس و عاطفه ،درد در سراسر اشعارش موج ميزند ، توانايي خاصي در سرودن اشعار به زبان ساده و قابل فهم دارد.

اشعارش زبانزد عام و خاص است و در انجمن شعر و ادب نيز به عنوان پيشكسوت راهنماي شاعران جوان در انجمن بوده و بسيار فعال است . شعر او با نام " انه جان"  در جشنواره توليدات مراكز راديو و تلويزيون  استانهاي كشور در ابادان در سال1377 به عنوان بهترين شعر انتخاب شد.

                                    يور جان – يورجان اليم توتوپ

                                    يولا سالان انه جان سن

                                    ييقيلامدا قولوم توتوپ

                                    مهريم الان انه جان سن

                                    حاسسالاسام سن داشيمدا

                                    پروانه يالي قاشيمدا           

                                    گيجه لر ياتمان باشيمدا

                                    عمري سولان انه جان سن

                                    جانينگ ياقيپ گيجه گونديز

                                    يانيپ يورنديرسينگ هنيز

                                    دونياده بار زاتدان عزيز

                                    يانيپ سونن انه جان سن     

                                    بهشته سالمار لار مني

                                    راضي قيلماسام من سني

                                    انه لرينگ بللي گوني         

                                    پايين الان انه جانگ سن

آهنگ جدائی (آیرق مقامی )



از ترکمن پرسیدند از چه رو نوای سازت پرسوزاست ؟ پاسخ داد نوای

اسارت همیشه اندوهبار است . ترکمن همیشه اسیر بوده است . 
اسیر طوایف دیگر و اسیر سنت ها و قیود خود . ترکمن

برای هر چیز داستانی دارد . و دوتار این مونس غم ها نیز نمی تواند

بدون اسطوره ای باشد . داستان دوتار ( تام درای ) داستان لذت شنیدن

موسیقی و تعارض آن با مذهب است .

بنا بر روایت روزگاری چوپانی ماهها و سالها ، هرگاه گله را به صحرا

می برد نیم روز خستگی را در پناه تک درختی می آسود . روزی درخت

خشکید . چوپان به خاطر از دست دادن یار سالیان دراز اندوهگین شده

می گریست . دانائی به او رسید و گفت غمگین مباش که از تنه این

یار دیرین تورا یاری سازم که گاه شادی و غم مونس باشد و چنین بود

که تار را ساخت .

ونیز گفتند باباقنبر ( مربی اسب حضرت علی ) دوتار را از تنه درختی

خشک شده در بیابان ساخت ، اما هر نخی بر آن گذاشت صدائی از تار

برنخاست . تا آنکه از نخ ابریشم برایش زهی ساخت . دوستی بدو

رسیدهنگام آن ساز پرسید ، پاسخ شنید «تام دره » ( پخته شده ) و آن

دوست چون ساز برداشت و با نوائی بزد با خود گفت «آیرلب،آیرلب،

قوشان » سالها جدائی و اکنون وصل . واین داستان ، داستان کرم

ابریشم است که چون برگ درخت توت را عاشق است هر کجا باشد

آن را می یابد :



وآندو چون سوختند عشق را لایق شدند و نوای تار چیزی نیست مگر نوای

وصل عاشق و معشوق .

ورسالت عظیم بخشی ( نوازنده ترکمن ) حفظ روایات و داستانهای

باستانی قوم و روایت حواد ث زندگانی ، تاریخ ، فرهنگ و حماسه های

ترکمن است . در گذشته ها چنین رسم بود که در آغار داستان را می

گفتند و سپس بر تار زخمه می زدند .

روزگاری نوازنده ای بود که در جهان بزرگ چیزی نداشت جز دختری غنچه

نام بدنهادان به دروغ او را پیش پدر آلوده جلوه داده ند و پدر بدون توجه

به سوگند های دخترک شبانگاهی با خنجر غنچه اش را پرپر کرد . آنگاه

که بی گناهی دختر بر او آشکار شد تنها و بی کس آهنگ جدائی را

ساخت که چون نوای آن بر سر می خیزد قلب در میان پنجه اندوه

فشرده می شود و یاس بی فرجام پدر از جگر ناله سر می دهد .

پادشاهی را مرضی رسیده بود که سخن گفتن نمی توانست . حکما هر

چه می توانستند در حق او ادا کردند بی آنکه نتیجه ای حاصل آید . آنگاه

دست به دامان مردی بخش بنام نور محمد شد ند. نور محمد را پیش شاه

آورده . اورا امر به تار زدن کردند . بخشی دو شبانه روز می نواخت اما

شاه هم چنان خاموش بود . بخشی دیگر خسته شده بود . ولی آنگاه به

او الهام شد چنان زیبا که شاه به زبان آمده پرسید که این چه آهنگی

است ، از آن هنگام این نوا را «شاه دلی » ( زبان شاه ) گویند .

یکصد و یازده سال پیش از این یکی از خان های بجنود به نام یارمحمد

خان در نبردی عده ای ترکمن را اسیر گرفت . خویشان اسرا هر کدام

سعی کردند با دادن مال و رمه و شتر و با جواهرات اسیر خود را آزاد

نمایند هنگامی که ترکمن ها با این هدایا برای آزاد کردن اسریشان راه افتادند .

« شکر بخشی » که تهیدست بود با دوتارش آمد . خان چپ دست و کج

دهان با اطرافیانش منتظر بودند و چون اورا دیدند ابتدا مسخره اش کردند

و سپس او را دعوت به مسابقه خان قرار دادند و گفتند چنانچه پیروز نشود سر خود را نیز بر باد خواهد داد .

مسابقه پر شور آغاز شد و دو بخشی پا به پای یکدیگر می نواختند و

هیچ کدام بر دیگری برتری نداشت . به ناگاه آهنگی به خاطر شکر بخشی آمد ، آن چنان زیبا که خان دوستدار موسیقی اسرا را بدو بخشید

و آن اهنگ را « شیرین شکر » گفتند .

و چون مختومقلی می رسد اشعاری را می خوانند که با روح ترکمن یکی شده است .



مرا ملامت مکن مادر

آنها می آیند که به ندای من گوش فرا دارند

آنها میهمان چشمان من هستند

جرعه ای خواهند نوشید

وبرای همیشه خواهند رفت

باغ میهمان پائیز است

وجوان میهمان زانوان خود

و من این زندگی پنج روزه را به چیزی نمی گیرم

آه یاران من

مرد محبوب من گرسنه را سیر می کند

وجانش را در راه خدای خویش میدهد.

و با بی عدالتی می جنگد .