دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من
همون گهواره ای که خاطرم نیست
همون امنیت حقیقی و راست
همون جایی که شاهزاده قصه
همیشه دختر فقیر و می خواست
همون شهری که قد خود من بود
از این دنیا ولی خیلی بزرگتر
نه ترس سایه بود نه وحشت باد
نه من گم می شدم نه یه کبوتر
نگو بزرگ شدم نگو که تلخه
نگو گریه دیگه به من نمی یاد
"دلم آغوش بی دغدغه میخواد.."
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ساعت 12:13 توسط آینور
|